أحمد بن حامد كرمانى
41
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
و اوانى مرصع و آلات مجالس ( و ديگر نفايس ) كه هرگز در ممالك خراسان ( نهدر ) خزانهء سلطان سنجر ديده بود ، و نه در مكنت امراء او لاجرم سه هزار مرد بوى داد چون شير درنده و چون شمشير برنده ، شيران روزگار و دليران كارزار ( و هژبران زوركار . ) و از جملهء امراء بزرگ سيف الدين تيلور « 1 » [ بود ] و بغراتكين و صلاح الدين ميمون و ارغشزاده ( در خدمت او روان گردانيد و در وقت تعيين عدد مدد ) ملك مؤيد ( با مؤيد الدين ) گفت زنهار ، تا در لشكر به عين استحقار و نظر استقلال ننگرد ؛ « 2 » چه اگر بعدد اندك مىنمايد ، در آن ميان مردست كه او را بهزار مرد نهادهاند ، اينك ارغشزاده [ القصه ] بهرامشاه « 3 » در آخر ماه اسفند ارمذ سنه ثمان بجا رفت رسيد و ملك ارسلان با مشتى حشم [ زارونزار ] بيمار ( پرتيمار ) ميان اقدام و احجام فرو ماند ، نه روى گريز و نه طاقت ستيز ؛ ( و انديشهء او در طريق مختلف متشعب . ) تقديرى كه سابق بود عزيمت او را آخر « 4 » بر مدافعت دشمن و مقارعت خصم مقصور گردانيد ( و با لشكرى كه حاضر بود و قوت ركوب داشت از جيرفت بيرون آمد ) و بر صحراى قمادين التقاء افتاد و لشكر كرمان را چشم زخم رسيد و ملك ارسلان و اتابك محمد و اكثر امرا از جنگ بيرون رفتند « 5 » و روى بصوب عراق آوردند « 6 » و تركانشاه برادر كهين ملك ارسلان ( با فوجى از ) اصحاب عمايم و رجالهء ديالم [ را ] دستگير كردند و همه را بنكال و عذاب موقوف داشتند . و قمادين موضعى « 7 » است بر در جيرفت مسكن غرباء روم و هند و منزل مسافران برّ و بحر [ و ] خزينهء متمولان [ عالم ] گنجخانهء ارباب بضايع شرق و غرب ، لشكر ( خراسان ) در آنجا « 8 » افتاد و استباحت آن خطهء محمى « 9 » و افتراع آن عروس دوشيزه بر دست ايشان رفت و آن را عاليها سافلها كردند و چند روز در جيرفت و رساتيق و نواحى ، بازار نهب و غارت قايم بود و قتل و شكنجه و تعذيب دايم . مؤيد الدين بزرگان ولايت را كه اسير بودند يكيك را مىخواند و بالوان جفا و انواع سرزنش و تقريع ميرنجانيد . و اسم وزارت بر مفاخر نهادند و از جهت استخلاص ( قلعهء ) بم او را مغرور داشتند چه قلعهء بم در دست پسر وى بود و شحنهء ببردسير فرستادند و فرمود تا صدهزار دينار [ زر ] نقد كرمانى
--> ( 1 ) تنگر ( سلر ) . - ( 2 ) منگريد . - ( 3 ) از راه سيستان بكرمان آمده در ماه اسفندار مذ سنه 558 خراجى موافق سنهء 566 خبر توجه بهرامشاه بجيرفت رسيد . - ( 4 ) بالاخره . - ( 5 ) شدند . - ( 6 ) نهاد . - ( 7 ) بود . - ( 8 ) در قمادين . - ( 9 ) فخمى . -